درباره من

من شبنم همایونی هستم  و اولین باری که با مقوله  مارکتینگ ، برندینگ و روابط عمومی آشنا شدم  20 سالم بود . یادم هست  در دفتر شهرزاد اسفرجانی یکی از پایه گذاران صنعت جدید بسته بندی و تبلیغات که آن زمان آژانس داروگ را داشت ، نشسته بودم و او سوال های متعددی در مورد علاقه مندی هام و فعالیت هایم پرسید و در آخر به پدرم گفت  شبنم فقط  باید در زمینه مارکتینگ ، برندینگ و  روابط عمومی تحصیل و فعالیت داشته باشد. اولین کتاب را نیز به نام سقوط تبلیغات و ظهور روابط عمومی بهم هدیه داد و این اولین کتاب  زندگیم با موضوعیت روابط عمومی بود.

البته من در آن موقع در روزنامه آسیا و ستونی به نام غذانورد داشتم  وکلی  از رستوران ها و صنایع غذایی مینوشتم. تجربه جالبی بود و دوباره اولین تجربه نوشتن بعد از انشا ء های دوران مدرسه   
 از آن دیدار  رویکرد مطالعه  ام به سمت و سوی بازاریابی ، برندینگ ، روانشناسی، تبلیغات و روابطی عمومی رفت.
 با تعطیلی  روزنامه آسیا  برای مدتی در شرکت بین المللی لگو  (LEGO) در قسمت فروشگاهی اش مشغول به کار شدم و بعد از مدتی در یک آژانس تبلیغاتی و بعد با سمت مدیربازرگانی در شرکت تولید کننده تجهیزات پزشکی به نام انیسان.
تجربه خیلی خوبی برام فراهم شد و تونستم  با افراد با نفوذ و بازرگان های موفق آشنا بشم. حتی  بعنوان نماینده مدیرعامل در نشست ها و جلسات بازرگانی شرکت کنم.  زمانی با همکاران خودم به گمرک میرفتم که حضور خانم ها مانند دیدن  یک موجود فضایی در زمین بود!
حضور در جلسات مشترک وزارت صنایع معادن  ، بهداشت ، غذا و دارو  باعث آشنایی با افراد با تجربه شد. در یک مدت کوتاه تونستم در شرکت انیسان  قسمت برپایی نمایشگاه ، راه اندازی صدای مشتری ، تبلیغات و کارهای  از این قبیل را به عهده بگیرم.
البته پیرو ارتباط مداوم و مستمر با خانم اسفرجانی به عنوان دستیار ایشان در شرکت کاله به صورت نیمه وقت هم مشغول به کار شدم. ایشان مشاور بازاریابی و تبلیغات آقای غلامعلی سلیمانی ( بنیانگذار و رئیس هیت مدیره کاله ) بودند. اولین باری که وارد ساختمان مرکزی کاله شدم را فراموش نمیکنم ….
بعد از مدتی  کاله جهت استخدام در سمت مدیر روابط عمومی بهم پیشنهاد داد. اما قبول نکردم و به فعالیت در انیسان ادامه دادم.
اما دست سرنوشت آن طور بود که بعد از چند سال در یک مهمانی آقای پورسلطانی یکی از مدیران ارشد سازمان کاله را دیدم و ایشان دوباره مرا به همکاری با کاله دعوت کردند. چه میشد کرد انگار قرار بود روابط عمومی کاله سرجهازیه من باشه    البته یک مدتی بود که قطع همکاری با شرکت انیسان کرده بودم و یه مدتی بصورت نیمه وقت در پروژه های تحقیقات بازار  و کارشناس بازاریابی یک شرکت غذایی هم فعالیت داشتم. در 4 دی ماه 1390 فعالیتم را بصورت رسمی با شرکت کاله شروع کردم و این همکاری تا پایان 1395 ادامه داشت.
پس از آن واحد دیجیتال ، درسا کامپیوتر را راه اندازی کردم به صورت پاره وقت با شرکت هنکل ، بانک آینده ، شرکت مای بیبی و گلرنگ  در زمینه دیجیتال مارکتینگ همکاری داشتم .
یک مدت با رضا چابکرو( یکی از حرفه ترین متخصصین مارکتینگ) در یک آژانس تبلیغاتی همکاری کردم .
اما دوست داشتم یک تجربه جدید دیگر داشته باشم و برای همین کار جدیدم را از سال 97 در شرکت فومن شیمی شروع کردم و حالا یک مدیر برند (brand manager ) هستم و هنوزم دنبال پیدا کردن مسیر زندگی